امروز: سه شنبه 20 آذر 1397 برابر با 11 دسامبر 2018

عاشقانه ها

مصاحبه با حمید اسلامی ،آتلیه جلوه های ماندگار

 

جلوه ای ماندگار

بیوگرافی خود را تا قبل از شروع به کار عکاسی بیان کنید؟

حمیدرضا اسلامی هستم، فرزند استاد محمد اسلامی پیشکسوت هنـر عکاسی کشور و استاد بی بدیل پرتره، ولی پیش از آنکه فرزندشان باشم، شاگرد بوده و هستم.

درخانه ما، خانه پدری‌ام دوربین عکاسی بخشی از دکوراسیون منزل و اسباب و لوازم آن بود. با اتمام دوران تحصیل ابتدایی و ورود به دوره راهنمایی، از هر فرصتی برای کمک به پدر در عکاسخـانه استفاده می کردم و بیشترین جاذبه این کار نوع ارتبـاط پدرم با مشتریـان بود. احتـرامی که برای آنها قـایلمی شد و متعاقبا لطفی که مردم نسبت به او داشتند و جذب کارهـای قشـنگ او و هنـر بی منت او می شدند. متــاسفانه "عشق به عکاسی" باعث شد که کار در آتلیه را به تحصیل در دانشگـاه ترجیح بدهم و بعد از اتمـام تحصیلات متـوسطه به عکاسی حرفه ای اهتمام ورزم.

قبل از داشتن برند جلوه های ماندگار مشغول چه کاری بودید؟

این سـوال شما مرا به یاد پاسخی می آورد که استاد مرتضی حنانه موسیـقیدان عـالی مقام و مـاندگار کشـورمان در یک مصاحبه گفته بود: موسیقیدان به دنیا نیامدم! اما موسیقی در وجـودم به ودیعه نهاده شده بود. و من به شکـرانه این نعمت خدادادی سعی کردم آن را در ذهن و وجودم زنده نگهدارم.

سالها در محضر پدر شاگردی کردم و تمام رفتارها و تکنیک های اورا زیرنظر داشتم، هرجاکه از زیبایی کارش متحیر می شدم، سـوال می کردم و ایشان همه تجربیـات و آزمون خطـاهای خود را بی دریـغ به من انتقـال می داد. حـدود 15 سال در "فتونوید" درخدمت پدر شاگردی کردم.

چطور وارد حرفه ی آتلیه شدید؟

بعد از کسب اجازه از پدرم، آتلیه جلوه های ماندگار را حدود 8 سال قبل راه اندازی کردم.

با جدا شدن از فتو نوید مسئولیت سنـگینی را بر دوش خود احساس کردم و تمام ذهن و افکارم را متوجه ابعاد معنوی و هنری موضوع کردم تا ادامه دهنده‌ی راهی باشم که قبلا آموخته بودم. البته ورود به عکاسی آتلیه بدون داشتن تجارب کار حرفه ای، مثل هنـر نور پـردازی ، تجـربه گرفتن عکـس های خبری، تجربه گرفتن عکس های اجتماعی با سوژه‌های اجتماعی و یا تحصیلات آکـادمیک عملا غیر ممکن است یعنـی توفیقی در کار حاصل نخواهد شد.

وضعیـت سبک عکاسی در ایران در مقـایسه با سایر کشورها چگونه است؟

پاسخ به این سوال زمان زیادی را می‌برد چرا که موضوع عکس و عکاسی یک معادله چند مجهولی است و در فیزیک، هندسه و هنر هفتم ریشه دارد، مختصر باید بگویم هنر عکاسی اول یک صنعت بود یعنی صنعت عکاسی که توسط غربی‌ها اختراع و به دنیا صادر شد، از آنجایی که ایرانیان مردمی ذاتا هنرمند هستند خوشبختـانه با ورود دوربین عکاسی به ایران خود به ابداع فرم عکاسی اقدام کردندو به همین دلیل مدم ایران به ویژه هنرمندان نقاش و علاقه‌مند به نقاشی به مرور به سمت عکاسی متمایل شدند، همین قدر بگویم که هنر عکاسی در ایران قبل از آنکه متکی به دانش آکادمیک باشد برهنر ذاتی و تجربی پیشکسوتان متکی است لذا ما امروز هم در زمینه عکس های موضوعی با گرایش اجتماعی و هم پرتره و آتلیه سر آمد هستیم. و بنده هم سعی میکنم از این قافله چابک و نوآور عقب نمانم.

برای ورود به این حرفه چه آیتم هایی الزامی است؟ (علم یا سرمایه)

علاقه و داشتن مایه‌ی هنری یک ضرورت غیر قابل انکار است اما در حرفه‌ی ما جدای از این دو فاکتور که اشاره شد داشتن امکانات فنی و حرفه ای و فضای فیزیکی مناسب، دو موضوع بسیار تایین کننده هستند، نخست هنر ذاتی یعنی با تمـام وجود هنر عکس و عکـاسی را حس کردن و آخر اینکه امانت داری و حفظ آثار متعلق به مردم است لذا همیشه سعی کرده و خواهم کرد امانت‌دار مردمی باشم که به من اعتماد کرده و می‌کنند.

چه سبکی از عکاسی را بیشتر دوست دارید؟

آنچه میخواهم بگویم فارق از دنیای دیجیتال است که در آن "تصنع" بر "واقیعت" رجحان دارد. بنده کارهای رئال را بیشتر می‌پـسندم و عملا باید مـرا یک عکـاس رئالـیست دانـست، گرچه کار غالب من آتلیه است و به طور طبیعی و براسـاس ذائقه مشتریان، در آتلیه " نور" مسلط بر سایه است اما شخصا پرهیز دارم که نور غالب بر سوژه و موضوع شود!...

عکاس بدون وسواس! مثل جراح بدون تعهد است، به همین دلیل اگر به کارهـایم دقت کنید وجود "سایه" در کنار " نور" یک الـزام است تا آنجـا که بعضـا خودم چـاپ عکس ها در لابراتور به عهده می‌گیرم و هیچگاه به فرمان دستگاه دیجیتال اعتماد نداشته و ندارم!...

به علاقه مندان به این شغل چه و توصیه ای دارید؟

الزاما حـرف علاقه مندی همه ابراز موفقیت نیست... معروف است از یک بوکسور حـرفه ای قهرمان جهان پرسیدند: اگر بوکسور نبودی دوست داشتی چه کاره شوی؟ گفـت: حیف، دستانم ضمخت و کلفت هستن والا نقاش پرتره میشوم!... حالا هـم تـوصیه من این است که افـراد علاقه مند کاملا هوشـمندانه عمل کنند و جوهـرکار را در خود ببینند ضمن اینکه دو اتفاق بیفتد اول یا باید شـاگرد خوب که استاد کار باسـواد و با تجـربه باشی و یا شـاگرد خوب دانشـگاه هنر و رشته عکاسی...

در اوقات فراغت بیشتر به چه کاری مشغول هستید؟

یک عکـاس حرفه ای و علاقه مند اوقات فراغت ندارد! چون عاشق است و عاشـق همیشه به دنبال راه های جـدید برای رسیدن به معشـوق لذا اگر اوقات فـراغتی هم باشد باز هم دنبـال نوآوری در کارم هستم، درحرفه ما نوآوری همراه با هنر ذاتی و تجربه حرف اول را میزند.

اولین عکسی که گرفته اید را به یاد دارید؟ همراه با ذکر یک خاطره صحبت ها را تمام کنیم .

صادقـانه بگویم اولیـن عکسی که گرفته‌ام یادم نیست!... اما اولین عکسی که دیده ام در ذهنم ثبت شده و آن عکسی بود که از یک دوربین عکاسی گرفته بودند.

چه خـاطره ای مـاندگار تر از اینکه هر بار پشـت دوربیـن عکاسی قرار می‌گیرم. نفسم بند می آید مثل روز اول... احسـاس غریبی دارم، مثل احسـاس خلق یک حادثه، یک لحظه، یک خاطره و چیزی به نام هنر ماندگار...

در پایان از سرکار خانم جنتی و آقای لوایی و همه همکارانتان در نشـریه وزین کاغذ رنگی سپاسگذاری می‌کنم و این را هم بگویم:شما فقط که کاغذ رنگی نیستید،شما رنگ واقعی کاغذید... یعنی جایی برای ثبت لحظه ها و تاریخ...

محبوب ترین مطالب

حالت های رنگی